شازده کوچولوي من....
محمدرضاي بي نظير من اين روزها اينقدر بزرگ شدي و عاقلانه رفتار ميکني که واقعا باورم شده بعد از شير گرفتن بچه يه دفعه بزرگ ميشه خدارو شکر هيچ گونه مشکلي با ترک مي مي ها نداشتي تا اين لحظه..و همچنان موقع خواب شعر مي مي الخه..لالا لا را ميخوني...عاشق لالايي گفتنتم... عزيزترينم تولد دو سالگيت با يه هفته تاخير تاخير بخاطر تولد مهرسام کوچولو برگزار شد... معرکه بودي تو ي تولد..اينقدر ذوق و هيجان داشتي که با ديدن تک تک بالا پريدنات خستگي هام يادم ميرفت... شما خواب بودي که من شروع کردم به تزئينات خونه...وقتي بيدار شدي از شدت هيجان کم مونده بود بترکي!! خيلي هيجان زده شده بودي... جالب ترين قسمت تولد موقع کادوها بود...هرکادو را که...
نویسنده :
mamani
10:05



