روزهاي بزرگ شدنت پشت سر هم ميگذره و من و بابايي هم چشم دوختيم به بزرگ شدن شما.... انصافا رشد و بزرگ شدنت...حرفاي جديد و کاراي تازه اي که ياد ميگري و با اشتياق انجام ميدي يکي از بي نظير ترين نعمت هاي خداست که من و بابايي داريم تجربه ميکنيم. محمد رضاي ناز من....از برکت وجود تو بالاخره ما خونه خريردم....اولين لونه عشقمون که تک تک آجرهاش با کار و تلاش من وبابايي شکل گرفته....هفته قبل کار سند خونه تموم شد...اصلا راحت نبود...شايد تو بزرگ بشي..و داشتن خونه اصلا چيز خاصي برات نباشه...دقيقا مثل خود ما که که از لحظه اي که چشم باز کرديم ...يه خونه خوشگل حياط دار ديديم و تا همين امروز هم فکر نميکرديم مامان و بابامون چکار کردند براي اين خونه....ولي...